خرید بک لینک
حاشیه های بیماری اپیزود اول ؛مامان : فکر میکنم بخاطر شدت سرفه هات ، مویرگها پاره شدن و لکه های روی کبدت در اثر همین خون مویرگهاست .......... چطور بگم آنزیم های کبد که باید روی ۴ باشن، بیرحمانه عدد ۹۵۰ رو نشون میدن؟؟؟؟!!اپیزود دوم ؛تو تاریکی اتاق اشکهاش روی صورتم میچکه... میگه : وقتی شنیدم ناله میکنی از درد دیوانه شدم من طاقت درد کشیدنت رو ندارم... دستش رو میگیرم بخاطر عشقی که بین مونه الحمدلله میگم و هزار بار به خودم یادآوری میکنم دردهام باید بین من و خدا بمونهاپیزود سوم؛سمیه زنگ زده قوت

برچسب: نویسنده: مهران اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1404 ساعت: 15:21

ثمره ایثار چه باور سخت اما شیرینی که هزار و چهارصد سال قبل دوستمان داشته ای... آنقدر که برای شکل گیری جهان بینی ما ، علی رغم بارداری و سوگواری ، ایستادی ، فداکاری کردی تا انتخاب ما صحیح ترین باشدچه باور سخت و شیرینی که به ما فکر میکرده ای در حالیکه حضور و وجود نداشته ایماین حجم عظیم عشق با این کلام تان باور پذیر تر می شود : سلام مرا تا قیامت به فرزندانم برسان فرمودید : الجار ، ثم الداراول همسایه، بعد خانه کلام سرشار از نور شما ، در این روزگار پر آشوب بر جانم نشست پایم را روی منطق چراغی که به خان

برچسب: نویسنده: مهران اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1404 ساعت: 15:21

وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي خدایا ...

برچسب: نویسنده: مهران اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 19 آذر 1404 ساعت: 15:21

صفحه بندی